قسمت دوم دوستی بین دومرد
ادموند هالی به دنبال فردی میگشت که بتونه به سوالاتش که در مطلب قبل اشاره شد پاسخ بده، سرانجام او موفق به یافتن کسی شد که به سوالات وی پاسخ داد.در ادامه ابتدا به معرفی این فرد میپردازیم:
این فرد در 22 سالگی سوال های اصلی درمورد ماهیت نور رو حل کرده بود، همچنین وی موفق به اختراع تلسکوپ انعکاسی شده بود. اما او در اثر یک ماجرا مدت ها از دید خارج شد.کمی جر و بحث در مورد کشف رابرت هوک پیرامون نور کاملا به ضررش تمام شد و از اون زمان به بعد توی کمبریج پنهان شد. هالی فکرمیکرد این مرد غریبه،و همچنین سرسخت ، در جایی که هوک و بقیه شکست خورده بودند، موفق بشه.
اما چیزی که هالی نمیدونست و چیزی که در آن زمان هیچکس نمیتونست تصورکنه ،بیشمار راهی بود که بر اثر این ملاقات در روی در آگوست 1684 برای تغیر دنیا پدید اومده بود.
آیزک نیوتون در انگلیس به دنیا اومد در روز کریسمس 1642قبل از اینکه حتی چشم هاش رو باز کنه پدرش از دنیا رفته بود .مادرش وقتی فقط سه سال داشت رهایش کرد و تا وقتی که 11ساله شد برنگشت وقتی هم که برگشت ،با خانواده و شوهرجدید بود. آن زمان نیوتون پدر خوانده خود را تحقیر میکرد.ولی پناه نیوتن از وضع تیره خانواده اش اشتیاق به فهمیدن طرز کار چیزهای مختلف بود .
در سال 1661،آیزک بااستعداد و جوان وارد کالج ترینیتی در دانشگاه کمبریج شد جایی که دانشجویی همیشه ضعیف بود وی نه دوستی داشت ونه خانواده بامحبتی که دلگیرمیش باشند یا مشوقش.نیوتن همیشه توی خودش بود و محصور در اتاقش. وی فلاسفه یونان باستان ،ریاضیات و زبان رو مطالعه می کرد . و در اندیشه سوالهایی عمیق در مورد ماهیت ماده ،فضا ،زمان و حرکت بود.
در ضمن این جوجه دانشمند اهل سر دوآتشه ای هم بود. نیوتن معتقد بود که دانشی محرمانه به نام کیمیا گری تنها در اختیار گروهی کوچک از فلاسفه باستان است و در انتظار دوباره کشف شدن.به همین سبب اون امیدوار بود روش تبدیل فلزهای معمولی به نقره و طلا رو یادبگیره و حتی اکسیر حیات رو درست کنه. او حتی درگیر پیدا کردن پیام هایی مخفی در کلمات کتاب مقدس بود در میان ترجمه های چندین زبان به امید رمزگشایی از فرامین الهی به جست و جو پرداخت او محاسبات دقیق در تلاش برای بدست آوردن تاریخ رستاخیز مسیح انجام داد . ولی تحقیقات مادام العمر وی در کیمیا گری و گاه شناسی کتاب مقدس هرگز به جایی نرسید.
وقتی هالی،نیوتون رو در اون روز سرنوشت ساز پیدا کرد او در یک محیط واقعا منزوی زندگی میکرد.نیوتن 13 سال پیش از این، بعد از اینکه رابرت هوک او را متهم به دزدیدن کارهای پیشگامانه خود ،در زمینه نور و رنگ کرد، خود را پنهان نموده بود.در حقیقت ،این آیزک نیوتن بود که معمای طیف رنگها رو حل کرد نه رابرت هوک. و این موضوع مثل زخمی دردناک و عمیق بود که نیوتن در اثر آن تصمیم گرفت دیگه هیچ وقت خودشو در معرض تحقیر عموم قرار نده .

وقتی هالی در اون ملاقات شروع به صحبت با نیوتن نمود به او اعلام داشت که با رابرت هوک و کریستوفر رن بر سر معمای حرکت سیارات ،مناظره داشته اند و همگی موافق بوده اند که نیرویی جذب کننده از سمت خورشید ،حرکت سیارات را کنترل میکند و باید قانونی ریاضی برای توضیح چگونگی تغییر این نیرو در رابطه با فاصله باشد.
خبر خوش برای هالی این بود که نیوتن پاسخ سوالش را میدانست و 5 سال قبل از ملاقاتشان ،نیوتن متوجه این موضوعات شده بود. پاسخی که او برای هالی ارائه داد، مربوط به جاذبه گرانش میشد او برای هالی توضیح داد که به خاطر اینکه نیروی گرانش با مجذور فاصله رابطه عکس دارد،سیارات حرکت بیضوی دارند .
اما هنگامی که هالی از نیوتن خواست تا یافته هایش را به اونشان بدهد او به روشنی به یاد اورد که در گذشته که ایده ای را زودتر مطرح کرد رابرت هوک چه کار بدی در حقش انجام داد.ولی درست وقتی که هوک ممکن بود فکر کند نیوتن درباره این موضوع بلوف زده ، همونطور که خودش قبلا این کار رو کرده بود فرستاده ای یک نامه از نیوتن اورد که به نحوی صفحات آن نامه ،صفحات آغازین علم مدرن بود ،نامه ای با بینشی تماما پذیرای قوانین طبیعی حرکت و گرانش آنهم نه تنها برای زمین بلکه برای کل کیهان.
قسمت دوم دوستی بین دومرد...
ما را در سایت قسمت دوم دوستی بین دومرد دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 54 تاريخ: شنبه 6 آبان 1396 ساعت: 20:36