انتخاب طبیعی و انتخاب مصنوعی

خرید بک لینک

انتخاب طبیعی و انتخاب مصنوعی

بیاید سی هزار سال به عقب و به زمانی برگردیم که هنوز سگ ها وجود نداشتید،زمانی که اجداد ما در زمستان یی پایانِ اخرین عصر یخبندان زندگی میکردند در واقع آنان خانه به دوش هایی بودند که در گروه های کوچک زندگی میکردند و در زیر ستاره ها میخوابیدند.و آسمان،کتاب قصه ی آنها ،تقویم و راهنمای زندگی آنها بود. آسمان بود که به آنها میگفت چه زمانی سرمای گزنده فرا خواهد رسید،چه زمانی دانه های وحشی رسیده و آماده میشوند.چه وقت گوزن های شمالی و گاو میش ها مهاحرت میکنند.اما آنها همیشه در هراس از دیگر موجودات گرسنه زندگی میکردند. حیواناتی اعم از شیرهای کوهی و خرس ها که اجدادمان با آنها بر سرشکاری یکسان رقابت میکردند. و موجودی دیگر به نام گرک ها که تهدیدشان دزدیدن و دریدنِ آسیب پذیرترین هایشان بود.

اما همه ی آنچه گرگ ها میخواستند این بود که استخوانی به دست بیاورند.هرگاه انسان ها به سمت آنان استخوانی پرتاب میکردند اغلب انها وحشت زده تر از آن بودند که به اندازه کافی نزدیک شوند.دلیل هراس آنها،سطح بالای هورمون اضطراب زا در خون آنها بوداین مساله ضرورتی برای بقای آنها به شمار میرفت ،چرا که زیاد نزدیک شدن به انسان ها میتوانست برایشان مرگ آفرین باشد.اما تعدادی از گرگ ها به دلیل تنوع طبیعی مقدار کمتری از این هورمون را در خون خود داشتند این باعث میشد این دسته از گرگ ها کمتر از انسان ها بترسند.

این تصویر گرگی است که پس از انکه توسط یکی انسان استخوانی برایش پرتاب شد به سمت استخوان آمد و ان را خورد. در واقع او چیزی را کشف کرد که شاخه ای از اجدادش در حدود پانزده هزارسال قبل دریافته بودند،راهبردی عالی برای بقا.که این راهبرد اهلی شدن با انسان هاست.کشف او این بود که بگذار انسان ها شکارشان را انجام بدهند آنها را تهدید نکن.و آنها به تو اجازه میدهند تا در بقایای زائده های غذای آنها ،دنبال غذا بگردی.منظم تر غذا می خوری تولید مثل بیشتری میکنی. و فرزندانت این خلق خوی تو را به ارث میبرند. و این انتخابِ اهلی شدن در هر نسلی تقویت میشد.تا اینکه سرانجام آن شاخه از گرگ ها در اثر تکامل به سگ ها تبدیل شدند شاید بتوان اسم این را بقای در اثر دوستی نامید.

آن موقع نیز مثل الان این معامله ی خوبی برای انسان ها هم به شمار میرفت،این سگ های مانده خور فقط دار و دسته تمیز کردن محیط نبودند.آنها کاربرد امنیتی داشتند و انسان ها را دربرابر هجوم های گرگ ها محافظت میکردند . وقتی این مشارکت جالب در طول زمان ادامه یافت و ظاهر سگ ها نیز دستخوش تغییرشد،ظاهر جذاب نیز به برتری طبیعی بدل شد. و سگ هایی که دوست داشتنی تر بودند شانش بیشتری وجود داشت که زنده بمانند و ژن های خود را به نسل بعدی مننتقل کنید چیزی که درقالب اتحاد برای آُسایش دو طرف آغاز شده بود،به دوستی عمیقی در طول زمان بدل شد.

برای اینکه ببینیم بعد چه اتقاقی افتاد،بیاید تا به گذشته ای نزدیک تر در خلال دوران موقت عصر یخبندان برویم این تغییر اقلیم انقلابی را آغاز کرد.مردم به جای خانه به دوشی در یک مکان مستقر شدند،چیزی جدید در جهان به وجود آمد. که آن روستاها بودند.مردم هنوز هم شکار میکردند و به جمع آوری غذا می پرداختند،اما در عین حال غذا و لباس خودشان را هم تولید میکردند.

گرگ ها آزادی خود را در ازای غذای دایمی معامله کردند ،آنهااز حق خود برای انتخاب جفتشان هم گذشتند،حالا انسان ها برای آنها انتخاب میکردند،انسان ها به طور دایم سگ هایی که قابلیت تربیت شدن نداشتند را میکشتند و آنها که مورد رضایتشان بود را پرورش میدادند آنها سگ هایی که دستوراتشان را انجام میدادند تغذیه میکردند.و همراهیشان میکردند و در هر زایمان سگ ها ،انسان ها توله هایی را که بیشتر دوست داشتند انتخاب میکردند،درطول نسل ها سگ ها تکامل یافتند. که اینگونه تکامل را انتخاب مصنوعی می نامند،این اولین باری بود که ما انسان ها مسیر تکامل را به دست خود گرفتیم.

و از آن زمان تاکنون این کار را ادامه داده ایم،تا همه ی گیاهان و حیواناتی که به آنها وابسته هستیم را شکل دهیم . دریک چشم به هم زدن در مقیاس کیهانی یعنی در حدود 15یا20هزار سال ما گرگ های خاکستری را به انواع مختلفی از سگ ها که امروز عاشق آنها هستیم تغییر دادیم کمی درموردش فکر کنید هر نژادی از سگ ها که تاکنون دیده اید به دست انسان شکل گرفته است . باید گفت قدرت شگفت انگیز تکامل گرگ های خشن را به نگهابانانی با وفا تبدیل کرده است .

انتخاب مصنوعی گرگ ها را به چوپان و علف های وحشی را به گندم و ذرت بدل کرده است .درواقع تقریبا همه ی گیاهان و حیواناتی که امروزه آنها را می خوریم از اجدادی وحشی و بد خوراک تر پرورش یافته اند اگر انتخاب مصنوعی میتواند چنین تغییرات بنیادینی را تنها در 10یا15 هزار سال ایجاد کند،انتخاب طبیعی که میلیاردها سال در جریان بوده است چه کارهایی میتواند انجام دهد؟........................پاسخ این پرسش همه ی زیبایی و تنوع حیات است.

انتخاب طبیعی چطور عمل میکند؟

شاید این طور به نظر نرسد،اما در طول دومیلیون سال گذشته در عصر یخبندان زندگی میکنیم .از قضا این یکی از طولانی ترین دوران های موقت اقلیمی است ،در بیشتر اوقات این دومیلیون سال ،آّب و هوا سرد و خشک بوده است،کلاهک های قطبی شمالی تا نواحی بسیار جنوبی تری نسبت به امروز گسترده بوده است در یکی از آن دوره های طولانی و سرد یخبندان و دوره ای که در زمستان دریای یخ بسته از قطب شمال تا بسیار پایین تر و جایی که لس آنجلس امروزی قرار دارد را در برمیگرفت و خرس های بزرگ در سرزمین های یخ زده ی ایرلند پرسه می زدند.

این خرس شاید شبیه به خرس معمولی به نظر بیاید اما درون او اتفاقی خارق العاده در خال رخ دادن است ،چیزی که میتواند باعث ظهور گونه جدیدی شود.برای اینکه شاهد این موضوع باشیم با مقیاسی سلولی به درون بدن خرس میرویم تا بتوانیم سیستم تولیدمثلی آن را بررسی کنیم.

این تعدادی از تخمک های او هستند برای اینکه ببینیم درون یکی از آنها چه اتفاقی در حال رخ دادن است باید با مقیاس مولکولی به درون این تحمک ها برویم .

آن چیزهایی را که دارند روی آن تیرک ها می خرامند را می بینید؟آنها پروتئین هایی به نام کنیزا هستند ،این کنیزا ها بخشی از خدمه ی حمل و نقلی به شمار می روند که مشغول حمل محموله هایی در سلول هستند این موجودات و موجودانی نظیر آنها ،بخش هایی از همه ی سلول های زنده هستند از جمله سلول هایی که درون بدن ما وجود دارند.

این تصویر دی ان ای هست که درون هسته جای دارد..در واقع میتوانم آن را طومار مقدس یا رمز های ژنتیکی مان بنامیم،این متن به زبانی نوشته شده است که حیات به تمامی میتواند آن را بخواند ،دی ان ای مولکولی است که ظاهری همانند یک نردیان تاب خورده یا مارپیچی دوگانه دارد ،پله های این نردیان از چهارنوع مختلف مولکول کوچکتر (باز های آلی)ساخته شده است .این مولکول های کوچک الفبای ژنتیک هستند ،ترتیب مشخصی از این حروف دستورالعمل هایی برای همه موجودات زنده تولید میکنند که به آنها میگویند که چطور رشد کنند ،حرکت کنند ،غذار را هضم کنند،محیط اطرافشان را احساس کنند،شفا پیداکنند و تولید مثل کنند مولکول دی ان ای از 100 میلیارد اتم تشکیل شده است که تعداد اتم ها در یک مولکول دی ان ای به تنهایی به تعداد ستاره های یک کهکشان معمولی است .همین داستان درباره سگ ها ،خرس ها و همه موجودات زنده ی دیگر هم صادق است .هرکدام از ما خود جهانی کوچک به شمار میرویم.

پیام دی ان ای که از هر نسلی به نسلی دیگر میرسد ،با دقتی حداکثری نسخه برداری و کپی میشود ،تولد هر دی ان ای جدید با یک پروتئین جدا کننده آغاز میشود که رشته های مارپیچ دوگانه را از هم باز میکند پله ها (باز های الی)را از جای خود در می آورند .

درون مایع هسته ،حروف مولکولی رمز ژنتیک آزادانه شناور هستند هریک از رشته های مارپیچ جفت جداگانه خود را کپی میکند نتیجه این کار دو مولکول یکسان دی ان ای است این روشی است که حیات ژن ها را تکثیر کرده و از یک نسل به نسل دیگر منتقل میشود وقتی یک سلول زنده به دو سلول تقسیم میشود هریک از آنها یکی از نسخه های کامل دی ان ای را برمیدارند یک پروتئین ویژه این روند را نمونه خوان میکند تا مطمئن شود تنها حروف درست پذیرفته شده و سر جای خود قرار گرفته اند به این ترتیب دی ان ای به طور دقیقی کپی میشود.

اما هیچ کس بی نقص نیست گاه گاهی یک اشتباه نمونه خوانی رخ میدهد و چیزی از دستشان در میرود و اشتباهی کوچک در دستور العمل ژنتیکی به وجود می آید و درون تخمک خرس مذکور جهشی اتفاق می افتد .رویداد تصادفی به این کوچکی می تواند عواقبی در مقیاسی بسیار بزرگ تر داشته باشد.یک جهش کوچک موجب تغییر در ژنی شد که مسئول تعیین رنگ خز خرس بود این باعث تاثیر در رنگ دانه های تیره در پوست و موی فرزاندان خرسی شد که در آن جهش رخ داده بود.

اغلب جهش ها بی خطر هستند و برخی میتنوانند مرگبار باشند ،اما تعداد اندکی از آنها کاملا از روی تصادف میتوانند به یک ساختار زنده برتری حیاتی در رقابت با دیگران بدهد . حال تصور کنید یک سال از جهشی که درژن رنگ خز خرس افتاده بود گذشته است . و آن خرس دیگر مادر شده است و در نتیجه آن جهش یک از دوتوله هایش با پوستی سفید به دنیا امده است وقتی توله ها به قدری بزرگ شدند که هر کدام قدم در راه زندگی خود بگذارند خرس قهواه ای از بیش از یک کیلومتری در مقابل سفیدی زمینه ی برفی دیده میشوداما خرس سفید کامروا تر است و مجموعه ژن های ویژه ی خود را به نسل بعدی منتقل میکند

این روند به طور مکرر تکرار میشود ،در طول نسل هایی که پی در پی آمدند ژنی که عامل سفیدی خز حیوان است در میان همه ی جمعیت خرس های ناحیه قطبی پراکنده شد و ژنی که عمال تیرگی خز بود در رقابت برای بقا از بین رفت.

جهش ها کاملا تصادفی هستند و همیشه اتفاق می افتند اما محیط زیست آنهایی را که شانس بقا را افزایش می دهند را پاداش میدهد طبیعت به طور طبیعی گونه های زنده ای را انتخاب میکند ،که بهتر با محیط برای بقای خود وفق پیدا میکنند و چنین انتخابی تصادفی نیست .

دو جمعیت خرس از هم جدا شده اند و در طول هزاران سال ،مشخصه های دیگری در آن ها تکامل پیدا کرد که آنها را از هم متمایز می کند و آنها به گونه های متفاوتی بدل شدند.

منظور چارلز داروین از منشا انواع هم همین بود .باید گفت یک خرس به طور فردی تکامل پیدا نمیکند و این جمعیت خرس هاست که در طول نسل ها تکامل پیدا میکنند اگر یخ های قطبی به واسطه گرمایش جهانی به کوچک تر شدن خود ادامه دهند خرس های قطبی ممکن است منقرض شوند ،آنها با خرس های قهوه ای جایگزین خواهند شد که بهتر با محیط یخ زدایی شده ی جدید سازگاری دارند .این داستان متفاوتی از آن چیزی است که درباره سگ ها دیدیم هیچ پرورشی این روند را راهنمایی نکرده است . تنها خود طبیعت بوده که دست به انتخاب زده است این تکامل برمبنای انتخاب طبیعی است (انقلابی ترین مفهموم در تاریخ علم)

قسمت دوم دوستی بین دومرد...

ما را در سایت قسمت دوم دوستی بین دومرد دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 68 تاريخ: شنبه 6 آبان 1396 ساعت: 20:36

صفحه بندی